تبليغاتX
به اسکله جوانی خوش اومدید...

 

www.quayyouth.blogfa.com

 

به اسکله جوانی خوش اومدید...

 


  منوي اصلي

صفحه نخست
 پست الکترونيک

آرشيو وبلاگ

.


  آرشيو

نويسنده:انیس



موضوعات

تراوش احساسات!!!
تراوش احساسات2!!!
SMS


آرشيو

تیر 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385

 


 


  نظز سنجي
براي دريافت كد نظرسنجي در اين سايت عضو شويد


  لينکستان


باشگاه فرهنگی ورزشی پرسپولیس
وبلاگ بزرگ پرسپولیس(بابک)
فوتبال،جوک،خونه؛(بابک)
ما به عشق قرمز می نویسیم(قاسم)
SMSبخون حالشو ببر(سعید)
هرچی آرزوی خوبه مال تو(جوکر)
عشق و دوری(رضا)
پرسپولیس سرور ا س ت ق ل ا ل(حمید)
هر چی از فوتبال می خوای(یاسمین)
دنیا(شیرین و فرهاد)
بهار آسمان(شکوفا)


  لينکدوني
.:: قا لب هاي رايگان ::.
.:: ترفندهاي ريجستري ::.
 آرشيو پيوندهاي روزانه

قالب هکرز

قالب بهار

قالب بهار

قالب اسپايدر من

قالب هري پاتر

قالب شميم

قالب عشق

قالب دستنويس

قالب کانتراستريک

قالب محرم

قالب موزيک

قالب هک


 جستجو



  خبرنامه
براي دريافت كد خبرنامه در اين سايت عضو شويد


 آمار وبلاگ

كاربران حاضر در وبلاگ : نفر

 


  با تشکر از ...

.

 

 


طراحي از : مجيد شعباني

قدرت از : بلاگفا

only RED team just DENIZELY

 

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












http://elga2r.blogfa.com



 

  بازم عکس

 ha...ha...ha

بزنش

 


 

 ارسال شده توسط Anny در مورخه جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 ساعت 10:41
 

 [+] |

  آری هانم شرّشو کم کرد.

 

دیدی چی شد ؟آری هان همه تیمو به هم ریخت وحالا هم گذاشت رفت.الهی خیر نبینی،الهی مادرت بگه شیرمو حلالت

 

نمی کنم.کاویان پور،جواد،ع.الف،سهراب انتظاری وشاید محمد پروین وقباخلو و...،همه قربونی حسادت هان به پروین

 

شدند.من خوش خیالو بگو؛چقده بابت اومدنش ذوق کردم.احمق می خواست سرمربی تیم ملی(اس تق لال جدید)هم

 

بشه.حالا به جواد بگید اون رفت دیگه ،توبیا.شاید دنیزلی بتونه اونا رو برگردونه.


 

 ارسال شده توسط Anny در مورخه جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 ساعت 10:26
 

 [+] |

  داداش جواد هم رفت...

 

جوادرو هم فراری دادن.اونم یه زخم خورده دیگه ازتیم محبوبش شد.اونم رفت.

هرچند باید می رفت،من، یا اصلا تو که واقعا طرفدارشی باید خوشحال باشی.چون اون تو پرسپولیس حروم می شد.اما آق جواد اون قدرمعرفت داشت که به اس تق لال نره.به خداهمه قربون مراتمتیم آق جواد.امیدوارم یه روز آقای آری هان... اصلا ولش کن.ایشاا...جوادهر جا می ره موفق باشه. مصاحبه زیر رو اگه دوست داشتید بخونید. (پرسپولیس رو رنگی نکردم چون موضوع جدیه،منبعشم نوشتم نگین دزده. واسه دیدن جواب selectکنیدشون)

آری هان گفته به این دلیل تو را نخواسته است چون به پرسپولیس تعصب نداری؟

ببین،چه کسی در مورد تعصب حرف می زند....واقعا باید عرق و تعصب را از آری هان یاد بگیریم که 10 روز در اتریش روی سکو ها نشست و تیم را تمرین نداد چون پولش را نگرفته بود و ما زیر آفتاب به تمرین می پرداختیم.چه کسی در مورد تعصب حرف می زند...انگار 10 سال در پرسپولیس بدون پول برای پرسپولیس مربیگری کرده است.من یک قران از پرسپولیس نگرفتم و با اینکه با این تیم قرار داد نداشتم به اردوی اتریش رفتم.کدام بازیکن این کار را می کند... اگر مصدوم می شدم چه کسی حتی جواب سلام من را می دید .من تعصب ندارم یا شما که هر روز یک جریان جدید برای پرسپولیس درست می کنید...یک روز می خواهید بروید الوحده...روز دیگر می گویید که پولم را ندهند نمی آیم...شما اگر به پرسپولیس تعصب داشتید سه بازیکن انداختنی را به پرسپولیس نمی آوردید.این سه بازیکن را گر با هم در چرخ گوشت بیندازید، یک بازیکن متوسط هم بیرون نمی آید.تو رو خدا شما از تعصب خرف نزنید که معنی اش لوث می شود.بازیکنی چون رافائل را که هیچ کس نمی داند کجا بوده است به زور می خواهید به پرسپولیس قالب کنید.

این بازیکنان را از کجا می آورد؟

بازیکنان خودش هستند...البته دستیار آری هان تخصص زیادی بر پیدا کردن بازیکنان درجه 5-6 و بی خاصیت دارد و کار آری هان برای پیدا کردن این بازیکنان زیاد سخت نیست.

مترجم ایرانی چقدر در تصمیم های محسنی نقش دارد؟

پرسپولیس هر چه می کشد از دست این آقا است .واقعا فاجعه است که پرسپولیس دست چنین افرادی است .اودو باشگاه آدمیراواکر و عقاب را نابود کرد و اکنون پرسپولیس باید توسط او متلاشی شود.اینها مثل اختاپوس بر جان پرسپولیس افتاده اند و غیر از نابودی تیم کار دیگری نمی کنند.

پس مدیریت پرسپولیس چه کار می کند؟

از قول من بگویید از انصاری فرد گله ای ندارم ولی تعجب می کنم چرا با این کسانی که تیشه به ریشه پرسپولیس می زنند برخورد نمی کند.

آری هان در اتریش تیم را تمرین نداد؟

نه. . .چه تمرینی فقط دو روز آخر آمد و در زمین قدم زد.

پس در طول این مدت چه کار می کرد؟

در سایه می نشست و میگفت تا پولم رانگیرم تیم را تمرین نمی دهم حالا او از تعصب خرف می زند. . . خنده دارنیست . . .یک قران از پرسپولیس نگرفتم اما دوست داشتم با پرسپولیس باشم چون این تیم را دوست دارم. اری هان فکر می کنه کیه. . . چون ما یک کشور جهان سومی هستیم او هر کاری که دلش می خواهد باید با ما انجام دهد و هر چه دوست دار به فوتبال ایران بگوید. . . او چه کاره است که در مورد فوتبال ایران و آدمهایش حرف می زند. . . همان وقت که او در مورد بزرگان فوتبال ایران حرف می زد اگر دهانش را می بستند حالا کار به اینجا نمی رسید. حالا این روزهای خوب پرسپولیس است منتظر بقیه نمایش باشید.

مگر در اتریش با او درگیر شدی؟

نه بابا،چه درگیری. . . او اصلا داخل تمرین نمی آمد که با هم درگیر شویم و امروز از قولش در روزنامه ها خواندم که کاظمیان تعصب ندارد.خوشبختانه در سه فصل گذشته کارهایی کرده ام که این انگ به من نچسبد...آری هان باید بهانه ها ی دیگری می آورد تا بازیکنان خودش را جای من به پرسپولیس بیاورد . . . این بهانه خنده دارترین بهانه سر مربی است.

این پروژه از انصاریان و کاویانپور شروع شد و به جواد کاظمیان ختم شد . . .فکر می کنی این برنامه از قبل طراحی شده بود ؟

نمی دانم...شاید هم برنامه اش بود.علی انصاریان مجانی هم برای پرسپولیس بازی می کرد اما فراری اش دادند .حامد،سهراب و همه این بازیکنان مشکل داشتند؟!همه این بازیکنان را فراری دادند تا به سرمایه آقایان اضافه شود.نمی دانم بگویم یا نه...نه ولش کن باشد برای بعد

یادم هست ازبوخوم و کایزرسلاترن پیشنهاد داشتی؟

اگر به پرسپولیس تعصب نداشتم الان در بوندس لیگا بازی می کردم.حالا یک غریبه آمده است و در مورد تعصب من به پرسپولیس نظر می دهد.فکر کرده کیه؟ اگر خوب بود در اروپا مربیگری می کرد؟!آقای آری هان به خدا خبری نیست....فکر کردی مورینیو هستی؟!برای فوتبال ایران ناراحت هستم که تو باید برای ما از موضع بالا حرف بزنی؟!متاسفم اینا مثل خوره به جان پرسپولیس افتاده اند...بازیکنانی که همه ی وجودشان پرسپولیس است را فراری دادنداز آقای انصاری فرد سکوت بعید استو روزی ایشان سکوتش را در مورد آقای هان می شکند که دیگر خیلی دیر شده است.آقای انصاری فرد پرسپولیس خانه ما بود،اما ما را از خانه مان فراری دادند.

شرایط اردوی اتریش چطور بود؟

کاری به اردو ندارم . اما همه کسانی که در اتریش بودند دیدند که من چطور در اردو کار کردم.یک گل به لاتزیو زدم . . .وقتی در یکی از بازیها تعویض شدم یکی از ایرانی های مقیم اتریش به سمت من آمد و گفت آقای((م))شده همه کاره ،وای به حال پرسپولیس.من نمی دان ایشان مترجم است یا مدیر باشگاه که در تمام مسائل دخالت می کند

در بازی با ویگان گفته می شود که دو بازیکن که در اردو نبودند در ترکیب تیم پرسپولیس قرار گرفتند؟

آقای آری هان اگر شما تعصب داشتید در بازی مهمی چون ویگان و لاتزیو تیم را ارنج می کردید یا با بچه ها حرف می زدید.نمی رفتید یک گوشه بنشینید تا منتظر پولتان باشید.چون پولت را نگرفتی حتی با ما حرف هم نمی زدی و حمید استیلی مجبور بود تیم را ارنج کند . در بازی با ویگان بچه هایی که برای خود تیم بودندروی نیمکت نشستند و دو بازیکن خارجی که معلوم نبود از کجا آمده بودند در ترکیب تیم قرار گرفتندو بعد از بازی هم رفتند.یادتان هست چقدرتعصب داشتید که هر روز کلاه به سر در سایه می نشستیدو منتظر پولتان بودید. . . من خودم را ثابت کردم،شما از تعصب حرف نزنید .بدون مشکل مالی برای پرسپولیس بازی کردم و با اینکه با پرسپولیس به توافق نرسیدم به اردوی اتریش آمدم وپول امارات هم آنقدر برام ارزش نداشت که قید پرسپولیس را بزنم ولی شما مرا فراری دادید.

یعنی در اتریش تیم را آری هان تمرین نداد؟

بروید از بقیه بچه ها بپرسید. . . فکر نمی کنم ایشان 20 جلسه هم تیم پرسپولیس را تمرین داده باشند .یک روز میگوید الوحده مرا می خواهد.روز دیگر پولش را می خواهدو آخرش هم می گوید نمی آیم..اسم خودش را هم گذاشته حرفه ای . به خدا این تیم 40 میلیون طرفدار دارد.

از لحاظ فنی نظرت در مورد آری هان چیست؟

از نظر فنی کاری با او ندارم.نمی توانم بگویم مربی بدی است.اما از نظر شخصیتی اصلا حرفه ای نیست. اسیرافکار افراد کناری اش است . فرشید کریمی یا محمد محمدی چرا باید از تیم بروند و هیل بیاید.اگر هیل خوب بود که ذوب آهن نگه اش می داشت

جواد چرا به پیشنهاد استقلال پاسخ ندادی؟

می توانستم بروم،اما معرفت دارم.من پرسپولیس را دوست دارم می توانستم بدون هیچ مشکلی به استقلال بروم اما تیم محبوبم را دوست دارم.

استقلالی ها خیلی از تو استقبال کردند؟

به خدا خیلی تماس گرفتنداما من پرسپولیس را دوست دارم و حالا آقای ((م))که نمی دانم کجای فوتبال بوده من را از تیم خودم،تیم محبوبم دور کرد. کسی که پول آری هان دیر می شود داد و بیداد راه می اندازد.ده بار گفت آری هان دیگر نمی آید.من را که فراری دادند،اما امیدوارم پرسپولیس موفق شود.

نظرت در مورد الشعب چیست؟

رفتن به الشعب انتخاب خودم نبود،من دوست نداشتم از پرسپولیس بروم. کلی حرص خوردیم تا تیم به فینال جام حذفی برود . دوست داشتیم قهرمان جام خذفی شویم و با پرسپولیس به جام باشگاههای آسیا برویم اما نخواستند که من و انصاریان و . . .باشیم

یکی از مدیران پرسپولیس گفته است تو بیشتر از سایر بازیکنان پول می گیری؟

کدام پول را به من دادند.پول فصل های گذشته را تازه می گیرم،کار بدی میکنم....مگر تابه حال گفته ام به خاطر پول بازی نمی کنم.مدیر عامل پرسپولیس انصاری فرد است و فقط حرف های ایشان را قبول دارم . من 300 میلیون طلب داشتم و هنوز هم از پرسپولیس پول می خواهم .من نمی خواستم که این حرف ها به رسانه ها بکشد اما کاری کردند که من بگویم .آقای انصاری فرد می داند که من به توافق رسیدم تا بمانم اما... پرسپولیس جای از ما بهتران است.

تو یک فصل تجربه بازی در لیگ امارات را داری؟

آن زمان 20 سال داشتم والان خیلی تجربه پیدا کردم.در تیم بزرگ پرسپولیس بازی کرده ام و به جام جهانی رفته ام. تجربه ام خیلی زیاد شده است.همه چیز را ثابت می کنم...کاری می کنم که آری هان پشیمان شود.فعلا که قدرت این آقایان از من بیشتر است و من را از تیم محبوبم جدا کردندولی پشیمانشان می کنم.

مثل اینکه دوست نداری بروی؟

من را فراری دادند...می تونستم به تمرین تیم ملی بروم تا با آقای قلعه نوعی به مشکل برنخورم.تعصب من ظاهری نبوده است و به دنبال فریب کاری نبودم.

پرسپولیس از رفتن تو ضرر می کند؟

دوست ندارم که پرسپولیس ضرر کند.روزهای بد پرسپولیس باید تمام شود و من با شخص مشکل دارم نه با تیم چون پرسپولیس را دوست دارم و می خواهم همیشه موفق باشد.

حرف خاصی باقی مانده؟

دلم برای هواداران تنگ می شود. من نرفتم...فراری ام دادند. پرسپولیس و هوادارانش همیشه محبوب من هستند

روزی بر می گردد که این آقایان از پرسپولیس رفته باشند

                                                                                                                                          منبع:


 

 ارسال شده توسط Anny در مورخه جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 ساعت 10:10
 

 [+] |

  

 


 

 ارسال شده توسط Anny در مورخه پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385 ساعت 10:39
 

 [+] |

  عکسارو ببینید وشوت کنید

 فوتبال یاکشتی یا...


 

 ارسال شده توسط Anny در مورخه چهارشنبه هجدهم مرداد 1385 ساعت 11:32
 

 [+] |

  وقتی که لباس اس تق لال سبز وسفید می شود ؛

 

می بینم که تیم ملی شده اس تق لال : امیرآبادی ، صادقی

 

، عنایتی،اکبرپور،... قلعه نوعی هم که قربونش برم سر

 

مربیه . می مونه رئیس فدراسیون که اونم به لطف ... می

 

 شه... .

 

///خوب بگذریم از قرمز وآبی.///

 

مگه این اس تق لال از راه آهن و . . . نمی برد؟ خوب

 

 آخه پس این تیموعین آدم  اس تق لال کنیددیگه. واسه

 

چی دیگه باراه آهن مساوی می کنید؟

 

ای خدا.به کی بگم دردمو؟

                                            تو بگو...
 

 ارسال شده توسط Anny در مورخه جمعه سیزدهم مرداد 1385 ساعت 8:57
 

 [+] |

  اول بخون،بعد قول بده،آخرش هم یه نظر کوچولو با اسم ومشخصات.

 

   سلام بچه ها!...عجب روزگاری شده.این ع.الف بازیکن بی غیرت وآس وپاس

 

تازه اس تق لالی که تودوران پرسپولیسی بودنش،فقط به خاطر این که محبوب

 

 بشه خودشو با تعصب معرفی کرد،حالا به راحتی به این روزنامه  نگارامی گه...به

 

 خدا شرم آوره.این شماره(نیمه اول مرداد)اتفاق نو رو بخریدتابفهمید؛تا بفهمید این

 

 ع.الف یه آفت بودبرای پرسپولیس ماوبس.(سوءتفاهم نشه!من هیچ نسبتی با

 

اتفاق نویی هاندارم البته ازخدامه داشته باشم.ولی برای این که رومو کم کنید

 

می تونیدده نفری یه دونشو بخریدوبخونید تا در دفتراین مجله تخته شه به من چه

 

 اصلا؟)

 

  قرمزا! بیاید نیکی روبپذیریم.اما قول بدید بهش به قدرع.الف اعتماد نکنیدباشه؟

 

یا علی...(اسم اون بی تعصب ع.الف رو سانسور کردم چون لیاقت وبلاگ من رو

 

هم نداشت!)

 


 

 ارسال شده توسط Anny در مورخه جمعه ششم مرداد 1385 ساعت 13:55
 

 [+] |

  با عرض پوزش ازطرفداران انصاریان،قلعه نوعی،دایی و فکری...

 

                                  ازچهار گوشه مستطیل سبز:

 

 

   1.حرف قبلمو که گفته بودم از رفتنت ناراحت شدم پس می گیرم.

 

حالابه این نتیجه رسیدم که لباس پرسپولیس برات خیلی گشاد بود؛آقای

 

انصاریان.نیکی جون خوش اومدی!

 

     

             خداحافظ تندیس تعصب!!!                     

 

2.آقای قلعه نوعی؛بدینوسیله انتصاب شما به مقام والای(!!!!!!!!!)

 

سرمربی گری تیم ملی فوتبال ایران راتبریک عرض کرده وتوصیه می کنم

 

 هر چه زودترهرچه می خواهید از علی کریمی ومهدوی کیاو... عکس و

 

امضا بگیرید.چنین فرصتی برای شمادیگر گیر نمی آید.

 

                     بابا جبروت!

 

                      

۳. ایتالیا حال همه کارشناس فوتبال ها رو جا آورد.تا دیگه از قبل برزیل

 

رواول ندونن وآرژانتین رودوم. ایران هم حسابی دهن وجیب تماشاگرا رو

 

دوتایی سرویس کرد.(جاداره ازعلی دایی ومیرزاپور سپاسگذاری کنیم.)

  

            بدون هیچ حرف وحدیث

 

4. پدر بزرگ تیم ملی ازلیست تیم ملی خط می خوره.فکری 90ساله رو

 

میارن.بازم دم همون کریم باقری خودمون گرم که میدون رو به جوونا

 

(؟؟؟)داد.

 

                بدون شرح...

 


 

 ارسال شده توسط Anny در مورخه جمعه ششم مرداد 1385 ساعت 13:36
 

 [+] |

  ملت ما خواب نیست!

 

گرچه این موضوع تقریبا تموم شده اما حیف بود این شعرو

 

 

 

نذارم.

سرزمینی با یه تاریخ        مملو ازحماسه وخون

 

سرزمین سام ورستم         کشورفرهاد ومجنون

 

سرزمین عاشقایی            که حالااهل بهشتن

 

که باخونشون رواین خاک    نام ایرانو  نوشتن

 

واسه اعتلای این خاک       چه جونایی که فدا شد

 

چه گلای تازه رسته          که تو دست باد فناشد

 

توی جنگ نابرابر            ازغم بی کسی سوختیم

 

اما ایران عزیزو             به غریبه نفروختیم

 

حالایه غریبه می خواد       بایه نقشه خیالی 

 

ازخلیج آریایی               بکنه  ایرانوخالی

 

به خیالش بایه قصه          می شه ملتی روخواب کرد

 

یاکه بایه تیکه کاغذ          می شه ایرانوخراب کرد

 

آی  غریبه  قصه  تو       واسه  ما شنیدنی  نیست

 

این معامله حرومه          خاک ما  خریدنی نیست

 

کیش واروندواسه ایران     مث ناموسه غریبه

 

اسم شط العرب وقیس       یه دروغه یه فریبه

 

اگه توی نقشه تو           اسمی ازخلیج مانیست

 

یا تودنیای خیالت،          سرزمین  آریا   نیست 

 

تو بدون نقشه این خاک     توی قلب این جووناست

 

واسه ما مرزای ایران...وسعت تموم دنیاست

 

.......


 

 ارسال شده توسط Anny در مورخه چهارشنبه چهارم مرداد 1385 ساعت 10:7
 

 [+] |

  

 

از روزهايت شتابان گذر مكن... كه در التهاب اين شتاب

 

 

...نه تنها سرآغاز خويش  ...كه حتي سر منزل مقصود را گم

 

 

مي كني. تنها


 

 ارسال شده توسط Anny در مورخه دوشنبه دوم مرداد 1385 ساعت 16:14
 

 [+] |

  

 

 

شهید گمنام:

همه گفتند مرو، او نشنيد

نشود مرد دلاور نوميد

ننهد وقع به كار دشمن.

ـ كيست اينقدر جري؟ ـ گفت كه من.

بعد از آن ماند خموش و كرد انديشه كمي.

او جوان بود. جواني نو خيز

بين همسالانش چون آتش تيز

مثل آن گل كه كند وقت طلوع

به ز گل هاي دگر خنده شروع

تا درآمد به جهان، جلوه اش بود و غرور.

در كميته چو از او صحبت بود

همه را حيرت از اين جرئت بود.

همه پر حرف به هر سوق و درون:

اگر اين توپ بماند بيرون! . . .

اگر آگاه كند شاه را امشب امير!

بهم آشفت جوان. گفت: بس است!

او چه كس هست و اميرش چه كس است.

همه جا خلوت و هر كار آسان

احتياط است فقط مشكلمان.

مي شود روز سفيد، همه خواهيدم ديد!

بهد گفتند: قراولخانه

ببرد حمله چنان ديوانه

شاه كرده است غضب ـ گفت عجب!

بي جهت شاه به خود داده تعب!

ملت اندر غضب است. ترس در اين غضب است.

 

صبح شد. صبح چون روي گشود

هيچكس بر زبر راه نبود

ابرها روي افق سرخ و دونيم

مي وزيد از طرف غرب نسيم

غنچه هاي گل سرخ، همه لب خند زنان.

ولي امروز به ره نيست كسي

بر نيامد ز رفيقان نفسي

مثل ديروز رجز خوان و جري

نيست پيدا نه صدائي، نه سري

فقط او بود به راه، با خيالات دراز.

بر خلاف دل خود، طينت خود

مي شود بگذرم از نيت خود؟

نه ـ بخود گفت ـ ستبداد امروز

ز هراسيدن ما شد فيروز

بگريزم من اگر، بگريزند همه.

اين سيلاخورها گر خصم منند

عنكبوتند همه بر سقف تنند

چه هراسي است، چه كس در پي ماست

ما بميريم كه يك ابله شاست؟

مرگ با فتح مرا، بهتر است از اين ننگ.

نظر افكند به راه از همه جا

ديد هر چيز سيه، غم افزا

همه جا چنگ ستبداد دراز

همه جا راه بر اهريمن باز

از براي قجري، نصف ملت مقهور.

مثل يك سنگر باقي مانده

دشمنان را ز برابر رانده

گفت: اين توپ اگر گردد راست

زان ما گر بشود حامي ماست.

ظهر بگذشت، بخود گفت: همت كن اسد.

 

هيچكس نيست در اين دم با او

با دل خود شده او رو در رو.

ديد در پيش زني، مادر بود؟

يا خيالي به رهي اندر بود؟

هر كه باشد باشد، ضعفا در خطرند.

بروم زود، مبادا دشمن

زودتر او ببرد توپ از من.

شوقي افتاد در او مثل اميد

رو به مقصود ورا جنبانيد.

چشم ها بست و بتاخت، رفت تا بر سر توپ.

بود دشمن بسوي او نگران

دست بنهاده و ننهاده بر آن

آخ! ـ گفتند به هم چند نفر ـ

آخر افكندي خود را به خطر.

ولي او آخ نگفت. جستني كرد و فتاد!

سرب بگداخته در گردن اوست

جثه ي بي ثمري رو در روست

اي وطن! از پي آسايش تو

مي پذيرند چنين خواهش تو

مي روند از سر شوق، تا به درگاه اجل!

دست بگشاده، بخود داد تكان

مثل اينكه چيزي مي داد نشان

نتوانست برآرد سخني

به دهن، حقه ي خون، چه دهني

بعد خوابيد چنان تخته ي بي حركت.

هر كه سر داد، عوض، شهرت كرد

ولي اين آتش ناگه شده سرد.

سال ها رفته ولي او گمنام

سوي تو مي دهد از دور سلام!

آي ملت! يكدم، هيچ كرديش تو ياد؟


 

 ارسال شده توسط Anny در مورخه یکشنبه یکم مرداد 1385 ساعت 15:34
 

 [+] |

  

 

به مهتابي كه در گورستان مي تابيد

يك

 حيف از تو اي مهتاب شهريور, كه ناچار

بايد بر اين ويرانه محزون بتابي

وز هر كجا گيري سراغ زندگي را

افسوس, اي مهتاب شهريور, نيابي

يك شهر گورستان صفت, پژمرده, خاموش.

 «بر جاي رطل و جام مي» سجاده رزق,

«گوران نهادستند پي» در مهد شيران.

«بر جاي چنگ و ناي و ني» هويا اباالفضل,

يا ناله جانسوز مسكينان, فقيران.

بدبخت ها, بيچاره ها, بي خانمان ها

 

دو

 لبخند محزون «زني» دهساله بود اين

كز گوشه چادرسيا ديديم اي ماه

آري «زني دهساله» بشنو تا بگويم

اين قصه كوتاه ست و دردآلود و جانكاه

وين جا جز اين لبخند, لبخندي نبيني.

 شش ساله بود اين «زن» كه با مادرش آمد

از يك ده گيلان بسوداي زيارت.

آن مادرك ناگاه مرد و دخترك ماند

و اينك شده سرمايه كسب وتجارت.

نفرين بر اين بيداد, اي مهتاب, نفرين.

 بيني گدائي، هر بگامي, رقت انگيز

يا, هر بدستي, عاجزي از عمر بيزار

يا زين دو نفرت بارتر شيخ ريائي

هر يك بروي بارهاي شهر سربار

چون لكه هاي ننگ و ناهمرنگ وصله

 

سه

 اينجا چرا ميتابي؟ اي مهتاب, برگرد

اين كهنه گورستان غمگين ديدني نيست

جنبيدن خلقي كه خشنودند و خرسند

در دام يك زنجير زرين, ديدني نيست

مي خندي, اما گريه دارد حال اين شهر

 ششصد هزار انسان, كه برخيزند و خسبند

با بانگ محزون و كهنسال نقاره

دايم وضو را نو كنند و جامه كهنه

از ابروي خورشيد, تا چشم ستاره

وز حاصل رنج و تلاش خويش محروم

 از زندگي اينجا فروغي نيست, الاك

درخشم آن زنجيريان خرد و خسته

خشمي كه چون فريادهاشان گشته كمرنگ

با مشت دشمن در گلوهاشان شكسته

و اندر سرود بامداديشان فشرده ست

 زينجا سرود زندگي بيرون تراود,

همراه گردد با بسي نجواي لب ها؛

با لرزش دل هاي ناراضي همآهنگ,

آهسته لغزد بر سكوت نيمشب ها.

و اينست تنها پرتو اميد فردا

 

چهار

 اي پرتو محبوس! تاريكي غليظست,

مه نيست آن مشعل كه مان روشن كند راه

من تشنه صبحم كه دنيائي شود غرق

در روشني هاي زلال مشربش؛ آه

زين مرگ سرخ و تلخ جانم بر لب آمد . . .

منبع:http://www.farhangsara.com/fakhavan_mahtab.htm


 

 ارسال شده توسط Anny در مورخه یکشنبه یکم مرداد 1385 ساعت 15:17
 

 [+] |



رفتن به بالاي صفحه



       حقوق اين وبلاگ محفوظ است و کپي از آن تنها با ذکر نام مجاز مي باشد

Copyright © 2005 by majid shabani. All rights reserved

 Resolution: 800 * 600

.

!--Powered by WWW.ELGA2R.BLOGFA.COM-->


: نويسنده وبلاگ
انيس .م
: آيدي من
anni_redball@yahoo
: آدرس وبلاگ
WwW.qUaYyOuTh.BlOgFa.CoM
: با تشکر از
DJ MEISAM
: آيدي دي جي ميثم
LOLO-MEYSAM@YAHOO
در ضمن نظر در مورد وبلاگ يادتون نره
بازم به وبلاگ من سر بزنيد
* پــــــــــــــــا يـــــــــــا ن *




بزرگترين سايت جاوا اسکريپت ايران