تپش سرخ
غضنفر تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. غضنفر ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. غضنفر ميگه: آاااهان پس بگو، قنده؟!!!
غضنفر پليس راهنمايي و رانندگي ميشه. توي خيابون ميبينه يه ماشين گلف قرمز رنگ؛ داره تند ميره. ميره پشت سر ماشين توي بلند گو ميگه: پرايد! نوك مدادي! بزن كنار. ماشينه سرعتشو زيادتر ميكنه. غضنفر ميره جلوش خلاصه به هر ترتيبي كه بود ماشينه رو نگه ميداره. به راننده ماشين ميگه: مگه نگفتم پرايد نوك مدادي بزن كنار؟ چرا نزدي كنار؟ يارو ميگه اين كه نوك مدادي نيست قرمزه. غضنفر ميگه گرمزه كه گرمزه؛ خوب نوك مدادِ گرمزه. بد راننده شاكي ميشه؛ ميگه: خوب اينكه پرايد نيست؛ گلفه. تركه ميگه گلفه كه گلفه؛ از پنجرش بيا بيرون. (قابل توجه: در زبان تركي؛ حرف ق وجود ندارد.)
تركه ده هزار تومن تو جيبش بوده ميخواسته بره مواد بگيره. تو راه نيرو انتظامي رو ميبينه، پولا رو پرت ميكنه تو جوب!
تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا ميكرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش!
تركه خودشو دار ميزنه، بعلت ضربه مغزي ميميره! ميان ميبينند با كِش خودشو دار زده!
در مسابقه اسبدواني يك تركه صد هزار دلار روي اسب شماره 28 شرطبندي كرد و اتفاقا برنده 500 هزار دلار شد. مسئول برگزاري مسابقه از او پرسيد: چطور اين همه پول رو روي اسب شماره 28 شرطبندي كردي؟ گفت: ديشب خواب ديدم كه دائما جلوي چشمم يك عدد 6 و يك عدد 8 ميآد. مسئول برگزاري پرسيد: 6 و 8 چه ربطي به 28 داره؟ گفت: مگه شيش هشت تا 28 تا نميشه؟
تركه را ميفرستند توي اتاق گرد ميگن برو يه گوشه بشين.
يه تركه جلوي آيينه وايساده بود بعد گفت:جونه داداش من تورويجاديدم بعد يكمي فكر كرد گفت:آهان تورو توي سلموني ديدم.
تتتتتتتتتتتتتتتتتتت